
صبح جوگیر شدم رفتم به کاکتوسام آب بدم
. گفتم عجب هوای باحالی. رفتم آب جوش درست کردم و یه کافی میکس و خیلی کم شکر ریختم داخلش و مث آدمهای فوق العاده جوگیر نشستم توی تراس و ادای آدمهای پولدار رو در اوردم
و شروع کردم به نوشیدن.
.. بعدش دیگه اخراش داشتم به خودم فحش میدادم .
.. اخه دختر خوب کی با این لباسای کم و نازک میشینه توی این سرمااااااا
... خلاصه وقتی جو گیری هام تموم شد اومدم داخل مث جت پریدم جلوی بخاری
... و بعد هم عطسه و اینا..
... خدایا هیچ مسلمونی رو جوگیر نکن
خداکنه سرما نخورم
من سه تا بامبو داشتم ک چند روز پیش یکیشون به ملکوت اعلا پیوست
بخاطر همین دیروز رفتیم نمایشگاه گل و گیاه و من یه بامبوی دورنگه خریدم ..
. اخه از نظر فنگ شویی بامبو ها نباید زوج باشن باید فرد باشن... فنگ شویی خیلی چیز باحال و بامزه ایه
... خلاصه دیروز خیلی خوش گذشت بهم و روحیه ام عوض شد وسط یه عاااااالمه گل.
.. مخصوصا عطر گلهای نرگس منو مست میکنه .
.. یه قسمتی هم اکواریوم داشت ک رفتیم ماهی هارو نشون فینگیل دادیم اونم یه رگ جوگیری از مامانش ارث برده
ک حساااابی جوگیر شد و جییییغ میزد تا که ماهی ها رو میدید..
وااااااااااای کاش میتونستم الان عکس خرابکاریشو بذارم.
.. همین ک من سرم تو گوشیم بوده رفته از روی میز جعبه دستمال کاغذی رو برداشته همشو ریخته بیرون و خورد کرده و خرده
... برم جمعش کنم
راستی میخوام واسه عشقم یه کادو بخرم لطفا کمکم کنید.
.. همیشه با چیز خریدن مشکل دارم... لباس و ساعت و اینجور چیزا داره نمیدونم چی بخرم
... خیلی هم سلیقه هامون باهم فرق میکنه..
. هوس کردم واسش یه کادوی کوشولو بخرم از زحماتش تشکر کنم
امروز میخوام یه عالمه کاغذ بچسبونم ب در و دیوار و روش واسش چیز بنویسم مث نمایشگاه بره بخونه.
.. حالا باز بعضیا میان میگن چقد لوس و بی مزه ای
ولی من این لوس بازیا رو دوست دارم حتی اگه 40 ساله هم بشم بازم ازین کارا میکنم مطمعنم چون مامانمم با این سن و سالش مث منه 
ما را در سایت عشق با طعم شوشوی مهربونم دنبال میکنید
برچسب: پست چهل و چهارم رمان صورتکها,پست چهل و هشتم,پست چهل و ششم,پست چهل و نهم,رمان صورتکها پست چهل و دوم,پست پنجاه و یکم,صورتکها پست چهل و هشتم, نویسنده: بازدید: 156