پست اول و اخر
-
تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 14:16
بانوی بهار هستم روزانه های دو تا و نصفی ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ پست اول و اخر سلام.... دل کندن از خاطراتم و پاک کردنشون سخت بود... اما من ازشون دل نکندم همشون توی ذهنم مو به مو هک شدن اما دلم نخواست ک توی فضای مجازی بمونن... پاکشون کردم... حتی نخواستم ثبت موقتشون کنم.. چون دیگه ایمجا
پست چهل و سوم... دنیای دخترونه ی یه مامان... دی:
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:32
سلااااام خیلی کم مینویسمااااااا قبلا روزی یکبار می آپیدم قرار بود صبح ها نخوابم ولی یه داروهایی مبخورم خیلی خواب آوره. دکتر طب سنتی بهم داده برای اصلاح مزاج.. صبحها تا ساعت 10 خوابم... پسملمو خوابوندم ک حسابی گرسنش بشه پاشه غذاشو بخوره.. اقامون هم ک نیست ظهرا منم حالشو نداشتم غذا درست کنم... یه ماهی...
پست چهل و چهارم.... جنگ جهانی .. دی:
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:32
سلامی به گرمیه دل یه عاشق وسط جنگل های سر سبز شمال با عشقش.. دیگه خودتون تصور بنمایید ک چقدر سلامم آتیشیه وای گفتم آتیشی دلم یهو چایی آتیشی خواست الان در حال نینی خوابوندن هستم و همزمان دارم پست میذارم... کشک هم دارم میل مینمایم دلتون نخواد.. وای خدا تلوزیونم روشنه یه کیک کاکاءویی نشون داد روش پر از...
پست چهل و پنجم.... درهم و برهم.....
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:32
سلااااااااااااااااااااام صبحتون بخیر و شادی صبح جوگیر شدم رفتم به کاکتوسام آب بدم. گفتم عجب هوای باحالی. رفتم آب جوش درست کردم و یه کافی میکس و خیلی کم شکر ریختم داخلش و مث آدمهای فوق العاده جوگیر نشستم توی تراس و ادای آدمهای پولدار رو در اوردم و شروع کردم به نوشیدن... بعدش دیگه اخراش داشتم به خودم ...
پست چهل و ششم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:31
سلام می نمایم خدمت تمامی دوستان الاف همچون خودم... ب دنبال پست قبلی باید بگم کههههه از نظرانتون ممنونم واسه جناب همسر کادو یه شلوار گرم خریدم چون واقعا نیاز داشت.... هوا بس ناجوانمردانه سرد است... دیروز قرار بود دوستم با شوهر و بچش شام بیان خونه ی ما... بخاطر همین همسری مرخصی گرفت... کلی تدارک دیده ...
پست چهل و هفتم...
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:31
سلام ب همهههههههه بعضیاتون خیلی نامردین منو تو اینستا فالو میکنین اما منو قبول نمیکنین... منم گزینه آن فالو و بلاک دارما خخخخ بیخیال واسم مهم نیست ولی نکنید همچین ... خوب نیست اتفاق خاصی نیوفتادع ک بخوام بتعریفم... دلم میخواد از صبح تا شب بخوابم حس میکنم کمبود خواب دارم... من برم فعلا... بچم رو گازه
گردگیری وبلاگ
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:31
سلاممم. وای چقد اینجا تار عنکبوت و خاک گرفته. دقت کردین وبلاگ نویسی چقد واسه همه غریبه شده. نپیدونم هنوزم کسی اینجا رو میخونه یا نه اما امیدوارم همیشه خوش و خوب باشید